چرا زنان کمتر می خوانند؟ نشستی با حضور شهلا لاهیجی

| اخبار | 0 دیدگاه

انجمن زنان کارآفرین به مناسبت هفته کتابخوانی، نشستی با عنوان ” زن و یادگیری از طریق کتاب” در تاریخ ۲۵ آبان ماه برگزار نمود. این نشست با حضور سرکار خانم شهلا لاهیجی به عنوان اولین زن ناشر و خانم آزیتا ناصر آذری نویسنده و ناشر کتاب و تعدادی از اعضای انجمن برگزار شد.

نشست با این سوال آغاز شد که با وجود آمار پایین نشر و فروش کتاب در جامعه ایرانی چرا زنان ایرانی نسبت به مردان کمتر می خوانند؟


انجمن زنان کارآفرین به مناسبت هفته کتابخوانی، نشستی با عنوان ” زن و یادگیری از طریق کتاب” در تاریخ ۲۵ آبان ماه برگزار نمود. این نشست با حضور سرکار خانم شهلا لاهیجی به عنوان اولین زن ناشر و خانم آزیتا ناصر آذری نویسنده و ناشر کتاب و تعدادی از اعضای انجمن برگزار شد.

نشست با این سوال آغاز شد که با وجود آمار پایین نشر و فروش کتاب در جامعه ایرانی چرا زنان ایرانی نسبت به مردان کمتر می خوانند؟

آزاده رادنژاد ، به عنوان مدیر جلسه، بحث را آغاز کرد و به عنوان ناشر دغدغه خود را در ارتباط با تعداد مخاطبین اندک کتابها بیان نمود. او اظهار داشت آمار کتابخوانی پایین است. متاسفانه شواهد در این آمار پایین نشان می دهند زنها بسیار کمتر می خوانند.

 رادنژاد گفت باید توجه کنیم که در کشور ۷۰ میلیونی  تیراژ  ۲۰۰ عددی کتاب  فاجعه است. با وجودی که نیمی از جمعیت کشور را زنان شامل می شوند و از این میان تعداد زنان تحصیلکرده هم عدد قابل توجهی است ولیکن حتی کتابهایی به محوریت زنان نیز مخاطبی ندارد.

رادنژاد افزود در این چالش مساله ما فرهنگی است. اگر قرار است بدانیم چرا زنان کمتر می خوانند، بایستی مسائل آنها را مطرح کنیم و حتی اگر بخواهیم تمایل زنان را به مطالعه در حوزه های مختلف بیافزاییم و این نیاز را در آنان به وجود آوریم در این خصوص بایستی فرهنگ سازی کنیم.

سپس شهلا لاهیجی به عنوان مهمان این برنامه صحبت کرد. وی اظهار داشت: دانستن در سرزمین ما ارزش کمی دارد ، و این مساله یک ضعف در شاخص عمومی ما است. متاسفانه در جامعه ما تفاوت بین با سواد و بیسواد مشخص نیست، مردم حتی علاقه ای به خواندن تابلو ها هم ندارند و ترجیح می دهند برای دانستن سوال بپرسند حتی برای پیدا کردن مسیر ها.

وی افزود: بخشی از درد کتاب نخواندن ما از  سانسور ناشی می شود. سیاستگذاران عرصه فرهنگ برای چاپ  کتابها و آثار حوزه زنان با وسواس بسیاری مواجه هستند و در چاپ این مجموعه ها دخل و تصرف بسیاری دارند. این فقط مربوط به کتاب نیست، فیلم و هنر هم  درگیر همین ماجرا است.

لاهیجی بیان داشت: پایین بودن آمار مطالعه در ایران، یک معضل ملی است و خیلی شکاف جنسیتی در این میان معنا ندارد. واقعیت این است که با رو آوردن به شبکه های تلویزیونی جدید و دنیاهای مجازی سلیقه عمومی جامعه ما پایین آمده است. و ارباب فرهنگ برای مقابله با این مشکل هیچ برنامه ای ندارند.

او افزود، تفاوت عمده ای بین نسل های ما وجود دارد که باعث تفاوت میان دو نسل در نگاهشان به فرهنگ کتابخوانی و افزایش طرفداران فیلم های کم عمق ترکی و اکتفا نمودن به اطلاعات منتقل شده از طریق دنیای مجازی می شود. نسل  امروزی به انچه در لحظه از آن لذت می برند توجه دارند. ولی نسل ما به دنبال ایده آل است و نسلی آرمانی است. بین این دو نسل باید پل ارتباطی برقرار کنیم.

او گفت ما نباید فراموش کنیم که از کتاب چه می خواهیم: کتاب باید چیزی مثل اعتماد به نفس، ارتقا و خود باوری به خواننده بدهد. و خواننده از کتاب بیاموزد.

 لاهیجی بیان کرد مخاطبین زن مطالب خاصی دوست دارند. زنان به کتب روانشناسی یا بهتر بگوییم کتب رفتاری و رمان ها علاقمندند و آنها را در سبد خرید خود قرار می دهند.

لاهیچی در پاسخ به این پرسش که چرا زنان کمتر می خوانند سه عامل را مطرح کرد:

–         دلیل این مساله می تواند بخشی از  یک جریان تاریخی باشد.

–         زنان دیرتر از مردان سواد یاد گرفتند.

–         زنان زمانشان کمتر از مردان است.

در بخش هایی از این نشست این سوال مطرح شد بر اساس مشاهدات عینی،  زنان کمتر از مردان اوقات فراغتشان را برای مطالعه صرف می کنند، چرا زن ها مطالعات اندکشان غالبا صرف کتاب های روانشناسی و داستان می کنند؟ در پاسخ مطرح شد که  شاید ریشه این بحث با چرایی گرایش بیشتر زنان به مواردی چون  فال قهوه  و .. مشترک باشد.

در دنیا  تعریف کلیشه ای از زن و مرد وجود دارد زن در این تعریف، مهربان و پرورش دهنده و خدمت گذار است. و مرد  قاطع ، پیش برنده  و تعیین کننده است. در این تعریف مرد  به نفع جاه طلبی خود حرکت می کند ولی زن به ضرر جاه طلبی اش. این تعریف زنان ما را به این جهت که تلاش کنند تا به اندازه کافی لاغر و زیبا و جوان باشند، و مدام بخواهند خود را از نگاه جنس مخالفشان ببینند سوق می دهند.

زن نمی تواند به راحتی خود را از این فضای کلیشه بیرون کشد. به عنوان مثال آنقدر بعد مادر بودن زن پر رنگ می شود که ناخود آگاه همه هویت او را شامل می شود.

از طرفی بسیاری از زنان ما  مسیر ابر زنی طی را می کنند که به ناچار هم خانه را اداره می کنند هم مردان را و هم نقش خود را در مشاغلشان ایفا می کنند. و در این میان چگونه می توان آنها را به مطالعه کردن ترغیب کرد؟

در بخش دیگری از این نشست عوامل موثر متعددی در ترویج فرهنگ کتابخوانی مطرح شد. ضمن انکه تاکید شد منظور از فرهنگ کتابخوانی صرفا خرید کتاب و خواندن کتاب نیست. چرا که مطالعه منجر به یادگیری خواهد شد و کتاب ابزار است. بحث  بر سر این نیست که کتاب مقدس است. مهم یادگیری و یادگیری از طریق کتاب است. و امروز برای دستیابی به این مهم مواجهه  شبکه های اجتماعی  کار را دشوار کرده است چرا که ما  و نیاز های ما را سطحی کرده اند.

رسانه ، مدرسه و خانواده عوامل کلیدی ای هستند که نقش بسزایی در ترویج این فرهنگ در جامعه ایرانی ایفا می کنند. تجربه نشان داده است نقش تربیتی مدرسه در بهترین سالهای پرورش فرد غیر قابل انکار است. و خروجی نمونه های نادر مدارسی که در ترویج این فرهنگ اهتمام ورزیده اند گواه این مهم است.

خانواده نیز به عنوان محلی امن برای پرورش فرزند می تواند توجه او را به این مهم جلب نماید و با تشویق، فرد را در این مسیر هدایت کند.

نقش رسانه نیز واضح و مبرهن است. رسانه نه تنها می تواند در ترویج این فرهنگ با برنامه های کمک آموزشی،  ترویجی، فیلم ها، میزگردها ، سخنرانی ها و زیر نویس ها و … سهم بسزایی داشته باشد، بلکه می تواند در تبیین جایگاه زنان در نقش های واقعی خود و ایجاد نیاز به دانستن در زمینه های مختلف مسیر مطالعه  را برای آنان روشن نماید.

زاویه دیگری از مباحث مطرح شده در نشست به بحث فقدان انگیزه در جامعه اختصاص یافت، و اینکه یاس موجود خود می تواند تمایل جامعه برای مطالعه کردن را کاهش دهد. شاهد این ماجرا، نگاهی گذرا از گذشته تا امروز می تواند باشد. در برهه هایی از زمان خواست عمومی جامعه برای مطالعه افزایش می یابد، مانند  دهه ۴۰ که روشنفکران متعددی شروع به نگاشتن می کنند و مسائل جدیدی که در جامعه مطرح می شود نیاز به خواندن و دانستن را افزایش می دهد، بعد از آن در بحبوحه انقلاب موجی جامعه را فرامی گیرد که در کنار خود کتاب و کتابخوانی را برای همه تجویز می کند. دوباره تا مدتها در ایران بعد از دوران اصلاحات و سالهای ۷۶ که فضای سانسور منعطف تر می شود و روشنفکران با آزادی بیشتری می نویسند و می گویند و بر تعداد رسانه ها افزوده می شود، دوباره مردم به سمت خواندن حرکت می کنند. آمارها نشان می دهند امروز نشرکتاب ، نسبت به اول انقلاب  به یک سوم رسیده است.

با وجود فضای مایوس کننده جامعه امروز، امید زیادی برای بهبود شرایط وجود دارد، اول اینکه دنیا با سرعت هرچه تمام تر به سمت یکی شدن پیش می رود و دهکده جهانی آنچنان دور از دسترس نیست، شرط بقا در این دهکده،” دانستن” خواهد بود، از طرفی، زنان ما آموخته اند و به این نیاز رسیده اند که به استقلال مالی دست یابند. این که زن بتواند روی پای خود بایستد امر مهمی است. زنان ما امروز کمتر می خواهند که نفقه خود را از پدر و یا همسرشان دریافت کنند. آنها به دنبال این هستند که دستشان در جیب خودشان باشد، استقلال مالی برای زنان ما به مرور استقلال فکری نیز به همراه خواهد داشت و استقلال فکری حاصل نخواهد شد مگر از راه  یادگیری.

در این نشست چالش هایی محوری به عنوان دغدغه ناشران و اهل کتاب  مطرح شد که به طور خلاصه در زیر می آید:

–         استفاده روز افزون از ابزار ارتباطات مجازی و جایگزینی آن با مطالعه افراد ، که منجر به سطحی شدن مطالعات و انتقال مفاهیم می شود.

–         محدودیت های موجود به ناشران اجازه نمی دهد ذائقه فرهنگی خاصی در جامعه را تعریف  و ترویج نمایند.

–         مواجه شدن زنان شاغل با مسولیت های زیاد منجربه زمان فراغت اندک آنها برای بالابردن سطح یادگیری فردی شان می شود.

–         زنان بیشتر دوست دارند که رمان و روانشناسی بخوانند.

–         زنان جذب کتابهایی می شوند که آسانترند.

–         از کتاب به عنوان یک کالای ویترینی استفاده می شود. نه وسیله یادگیری.

در این نشست خانم ها محتشمی پور، شهبازی، شیری، سلیمانی، قاجار، کوشکستانی، کاظمی، باختری حضور داشتند و در همه مباحث مشارکت داشتند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:


دیدگاه خود را بنویسید:

سیزده − چهار =

با استفاده‌ی کم‌تر از کاغذ؛ در مراقبت از محیط‌زیست سهیم باشیم.

تمامی حقوق معنوی مالكیت این مطلب برای موسسه افرا محفوظ است.
https://eawenet.ir