خانم فرحناز مظفری
فرحناز مظفري كارآفرين برگزيده سال ۸۵ استان گلستان
شغل: فرهنگي،
ميزان تحصيلات: ليسانس جامعه شناسي
به نام خدا
شروع فعاليت كارآفريني در تيرماه ۱۳۷۷ در ناحيه صنعتي بنادر شهرستان بندر تركمن در زميني به وسعت ۲۱۰۰ مترمربع بعد كه با تاسيس سالني به مساحت ۶۰۰ مترمربع و در ادامه با افزايش سالن ديگري به مساحت ۲۰۰ مترمربع بوده و ابتداي راهاندازي خط توليد داراي ماشينالات به شرح زير بود يك خط توليد انواع نخ شامل نخهاي كادويي، سركيسهدوزي، كاهبندي و نخهاي طناب و سه ماشين نختاب بيلر، كه در ارديبهشت سال ۱۳۸۷ توليد آزمايشي را شروع كرديم و توانستيم با همان توليدات آزمايشي با دادن ضمانت يا گارانتي مصرف و همراه با خدمات پس از فروش وارد بازار شديم و خوشبختانه با استقبال مصرفكنندگان روبهرو شديم و در همان سال با ارايه طرح تكميلي به سازمان صنايع روستايي ميزان توليد را گسترش داديم به اين ترتيب كه خط توليد و همچنين ماشينآلات تابنده نخ را دوبرابر كرديم و سپس طرح توسعه طناب را پياده كرديم و قسمت پاياني طرح توليدي يعني طناب را عملي ساختيم.
منابع مالي ما ۹۰% را تسهيلات بانكي تشكيل ميداد كه ۷۰% اين تسهيلات از محل تبصرهي ۳ با سود ۱۷% بود و ۲۰% آن از سلف صنعتي تامين شده بود كه مدت بازپرداخت سلفها ۷ ماهه و تبصره۳، ۶ سال بود. مواد اوليه مورد نياز خط توليد پلياتيلن سبك ۰۰۳۵، پليپروپيلن، مواد مستريج، مواد UV ميباشد.
كه اين مواد با تركيبات در مقياسهاي مختلف نخهاي مختلفي را بدست ميآيد.
بازار مصرف ابتدا در استان گلستان سپس به استانهاي همجوار همچون سمنان، مازندران، گيلان، قزوين، خراسان شمالي، خراسان رضوي ميباشد.
صادرات كالا نداريم ولي فروش خارجي داشتيم و البته رايزنيهاي با كشورهاي حوزهي خليج فارس شده، كارخانه در سه شيفت فعاليت دارد در هرشيفت ۵ كارگر و۵ نفر كارمند اداري مشغول به كار هستند.
اگر انگيزهي اصلي كارآفريني خودم را مطرح كنم، ثروتآوري و توليد ثروت بوده است. چرا كه بنده به جهت فرهنگي بودنم استقلال مالي شخصي داشتم و هدفي بالاتر از تامين شخصي بوده است. به نظر بنده تنها به دليل عشق و علاقه به كارآفريني و توليد و صنعت و يا مديريت بدون ثروتآوري و توليد ثروت معنايي ندارد و عقل اقتصادي نيز نميپذيرد و هر فعاليتي كه توجيحي اقتصادي نداشته باشد نه فقط به خود فرد بلكه به جامعه ضرر خواهد رساند.
در خاتمه آرزوي موفقيت براي همهي كارآفرينان محترم و نيز افرادي كه ايدههاي كارآفريني را در سر ميپرورانند دارم و اميدوارم تا دست در دست هم دهيم به مهر، ميهن خويش را كنيم آباد.
عناوين كسبشده تاكنون:
۱٫ دريافت لوح تقدير و تنديس و جايزهي ويژه بعنوان زن نخبه در ميان ده زن برگزيدهي كشور در اولين جشنوارهي زن و روستا (عذرا) شهريور ۱۳۸۰ تهران
۲٫ دريافت لوح تقدير به عنوان زن توانمند در سطح استان در سال ۱۳۸۱
۳٫ دريافت لوح تقدير به عنوان توليدكنندهي نمونه در صنايع روستايي در سال ۱۳۸۲
۴٫ دريافت لوح تقدير بعنوان بانوي صنعتگر نمونه از طرف سازمان صنايع و معادن استان از سال ۱۳۸۴
۵٫ دريافت لوح تقدير بعنوان زن كارآفرين موفق از طرف استاندار گلستان تابستان ۱۳۸۵
۶٫ دريافت لوح تقدير بعنوان كارآفرين برتر استان از طرف سازمان كار و امور اجتماعي در سال ۱۳۸۵
۷٫ دريافت لوح تقدير بعنوان نخبه اقتصادي شهر در سال ۱۳۸۶ از طرف شهرداري شهر گميشان
۸٫ دريافت لوح تقدير بعنوان بانوي خير از طرف چندين سازمان استان
۹٫ دريافت لوح تقدير بعنوان كارآفرين موفق از طرف كارگروه اشتغال شهرستان تركن در سال ۱۳۸۶
۱۰٫ دريافت لوح تقدير بعنوان كارآفرين برتر كشور از طرف وزارت صنايع و معادن در سال ۱۳۸۶
۱۱٫ معرفي بعنوان اولين زن صنعتگر كشور از طرف شبكه پيامنما كشور
۱۲٫ ساخت ۴ فيلم بلند از روند فعاليتهي كارآفريني بنده توسط صدا و سيماي سراسري و استاني
عضويت در NGO
۱٫ عضو انجمن زنان توانمند استان گلستان
۲٫ عضو انجمن زنان كارآفرين كشور
۳٫ عضو انجمن خيرين مدرسهساز
شغل
۱٫ دبير دبيرستانهاي گميشان
۲٫ مشاور امور بانوان ادارهي آموزش و پرورش گميشان
۳٫ معلم راهنماي امور شاهد و ايثارگران
پيامنما
او به عنوان اولين توليدكننده و صنعتگر بندر تركمن در آن سالها از تسهيلات بانكي استفاده كرد و به قول خودش توانست سنگينترين وام منطقه را با مبلغ ۴۴ ميليون تومان از بانك دريافت كند.
مساله يا مشكل اصلي او باورهاي فرهنگي و باورهايي كه حضور زنانن را در عرصه اجتماع نميپذيرفت. باورهايي كه به عقيده او در نهايت حس خطرپذيري اقتصادي زنان را تضعيف ميكند و به آنان ميقبولاند كه در عرصه اقتصادي نميتوانند مديران موفقي باشند، او اين باور را در منطقهاش تغيير داد و به عنوان اولين زن صنعتگر و كارآفرين امكان استان و با وجود مشكلات ميدان را خالي نكرد و اقتدار مهمترين راه اثبات زنان در فعاليتهاي اقتصادي است.
او زماني را به ياد ميآورد كه براي اولين بار در شهر گميشان رانندگي كرد و بعد با لبخندي بر لب ميگويد: باوركنيد بلوايي به راه افتاد. من مجبور بودم هر روز براي رفتن به كارخانه ۲۵ كيلومتر را بپيمايم و اين امر بدون خودرو غيرممكن بود. دوستان و نزديكانم بارها به من گفتند كه اين كار را نكن و از خير رانندگي و كارخانهداري بگذر؛ اما من بيتوجه به همه اين حرفها، هر روز براي رفتن به كارخانه با ماشين خودم راهي ميشدم. حالا نصف زنان شهر گواهينامه گرفتهاند و براحتي با ماشين در شهر رفت و آمد ميكنند. اقتدار سبب ميشود تا زنان ترس و دلهره را فراموش كنند. وي معتقد است كه هر حركتي حتي لحن سخن گفتن، در مديريت تاثيرگذار است. گاهي با كساني كه تلفني صحبت ميكردم و مرا نميشناختند نميتوانستند باور كنند من زني جوانم و جديتم مرا به زنان مسن شبيه ميكرد.
او مهمترين مشكل زنان شهر گميشان و بندر تركمن را حضور كمرنگشان در اجتماع ميداند، هميشه در شهرم به زناني كه بخواهند در اجتماع حضور يابند و همپايه مردان فعاليت اجتماعي- اقتصادي داشته باشند با ديده تحقير مينگرند و جامعه حضور آنها را بسختي ميپذيرد.
كارخانه او ۲۰ كارگر دارد و سالانه حدود ۱۲۰۰ تُن نخ كادويي و شيشهدوزي و …. توليد ميكند. وي ميگويد كه، با توجه به نيازهاي منطقه و شرايط اقليمي استان گلستان- بويژه مجاورت آن با دريا، دريافتم كه توليد نخ و طناب در شهرم توجيه اقتصادي دارد، به ويژه اينكه در استان با كمبود اين كالا روبرو بوديم و واردات اين كالا از ديگر استانها نيز نيازهاي استان را تامين نميكرد.
اين بانو صنعتگر نمونه سال ۱۳۸۴ نيز برگزيده شده است. وي براي احداث كارخانه و گرفتن مجوز همان سختيها و مشكلاتي را كه براي مردان وجود دارد پشتسر گذاشته است، اما مشكل اصلي او اين دوندگيها و كارهاي اجرايي نبود، چون همه آنها با تلاش و كوششها حل شد.
او چندين بار به عنوان زن كارآفرين برتر استان انتخاب شده است، وي بر اين باور است كه زنان بايد بدانند فعاليت اقتصادي اصلا ترسناك نيست و اگر مديرهاي خوبي باشند، بر همه مشكلات فائق ميآيند، هرچند مشكلات هم در اين راه كم نيست.
دیدگاه خود را بنویسید: